Posted by: Abysmal @
سهشنبه، اردیبهشت ۱۱

In 2001 Sylver hit Germany with their debut album Chances, including the single "Turn the Tide". The single immediately moved to number 8 in the charts, and within 8 weeks was number 2 (under Atomic Kitten's Whole Again), staying in the top 10 for 12 weeks. A month later, the album debuted at 16 and spent 49 weeks in the top 100. The single Forever In Love also made the charts.
The second album, Little Things (2003) was no less successful, with the singles "Livin' My Life" and "Why Worry".
On November 2, 2004, the third album, Nighttime Calls, was released. The first single from this album, "Love is an Angel", hit the Belgian top 10 immediately upon its release on September 20.
Their fourth album, "Crossroads", was released in Europe on the 19th of May 2006. The first single from the latter album was "Lay All Your Love On Me"
In addition to synthesizer and drum machine, Sylver uses guitar, piano, and percussion instruments.
*
پ.ن:
تمام ِ آهنگاشو گوش دادم
همه اش هم از اون آهنگاس كه آدم هيچوقت ازشون دل نمي كنه.
بيشتر Lay all your love on me
شايدم چون من خيلي ازش خاطره دارم.
خلاصه دانلودش كنيد ضرر نمي كنيد.
---
Posted by: Abysmal @
سهشنبه، اردیبهشت ۴
*
اشكش رو در آوردم
اشكي كه چهار سال ِ تموم نذاشته بود بريزه
من يه شب ِ .....
از خودم بدم اومد.
*
وقتي تنهايي
وقتي كز كردي
وقتي بارون مي زنه روي شيرووني
وقتي برگهاي سبز ِ درخت خودشون رو رسوندن تا دم ِ پنجره ي اتاقت
وقتي هوا، حال و هواي يه روزاي ِ گه و يادت مياره
وقتي دلت مي گيره
وقتي مي خواي بكني از همه چيز و دو تا بال در بياري مثل ِ اون تبليغ ِ ردبول
وقتي...
وقتي دلگيري
و
تنها........
---------------
Posted by: Abysmal @
دوشنبه، فروردین ۱۳
*
شايد اين اولين باري باشد كه دوست ندارم بفهم ارديبهشت دارد مي آيد. نه به خاطر
اينكه يك سال به سنم اضافه مي شود
نه
به همان دلايلي كه دو ماه را به خاطرش با خودم جنگيدم تا برود جزوِ خاطره هاي
فراموش شدني.....
انقدر همه چيز سريع و باور نكردني اتفاق افتاد كه نفهميدم چه وقت به كجا خوردم كه
همه جايم از ضربه اش كبود شد.
حالا
اين فرورديني كه نفهميدم كي آمد تمام مي شود و باز من مي مانم و ارديبهشت ِ لعنتي
راستش را بخواهي
همه ي اميدم شده اي تو
بلكه با تو اثري از ضرب ديدگي نماند روي تنم .
هنوز هم به انزوا نمره ي بيست مي دهم ، به شب و به انزوا
پريشب هديه اي كه سال پيش از دست ِ كثيف ِ هرزه اي گرفته بودم ، هديه دادم به كسي
كه تولدش رفته بودم.
شب اش هم جلوي چشم ِ همه ي ماهي ها
او را بقل كردم
و هرچه لذت بود به اش دادم
با همه ي وجودم.
---
Posted by: Abysmal @
دوشنبه، اسفند ۱۴
*
توي سياهي اتاق كه ماه گرفتگي سياه ترش كرده بود، بلند شد، دستش رو زد زير ِ چونشو
زل زد توي چشام. برق چشماش رو فقط مي تونستم ببينم با اون لبخند ِ خاص ِ خودش.
نمي دونم چي شده بود اون شب
شايدم مي دونم و مي خوام كه يادم نياد
كه من دراز كشيده بودم روي تختش و سرم رو بين بالش و اون لاك پشت ِ نرم قايم كرده بود
و با يك چشمم ماهي هاي توي آكواريومو دنبال مي كردم، چشام مات مي شد و
من باز سعي مي كردم اونا رو دنبال كنم.
دو قطره اشك از اين چشمم و يك قطره از اون يكي كه اومد پايين، يه نفس ِ عميق كشيدم
و به خودم تاكيد كردم كه نبايد چيزي بگم، نبايد غر بزنم، نبايد لوس بازي هام دوباره اوت كنه،
نبايد ........ نبايد.........
از توي پذيرايي صدام مي كرد
ميشنيدم ، اما خودمو زدم به خواب، صداي پاش داشت مي يومد، كنارم نشست و دست
كشيد روي گونه هام كه ببينه خيس ِ يا نه. اثري از اشكام نبود...
آخر شب،
توي سياهي اتاق كه ماه گرفتگي سياه ترش كرده بود، بلند شد، دستش رو زد زير ِ چونشو
زل زد توي چشام. برق چشماش رو فقط مي تونستم ببينم با اون لبخند ِ خاص ِ خودش
بعد از چند دقيقه سكوت گفت كه دوست ام دارد، گفت كه هموني ام كه مي خواسته،
گفت لوس بازي هايم را هم دوست دارد...... گفت ...... گفت .......
بقل اش كردم و چشمام رو بستم .
---
Posted by: Abysmal @
جمعه، اسفند ۴

*
راستش تمام ِ ديروز كه غرم مي آمد
يه كم خسته شده بودم
يعني خيلي خسته شده بودم
از اين به قول ِ مهيار بي خانماني امان
از اين يك روز آنجا باش و يك روز اينجا
از اين كه هرشب با تو بخوابم و بي تو بيدار شوم
من خسته ام
از همخوابي اي كه بايد مواظب باشيم هيچكس صدامون رو نشنوه
از جعبه هاي كاندوم ِ تموم شده اي كه نمي دونم كجا ناسورش كنم
من دلم خونه ي خودمون رو مي خواد
بدون ِ مزاحم
بدون ِ آدماي پرتوقع كه كه همه چيز آدم رو زير ِ ذره بين مي گذارند
اما تمومش اين نبود
من دلم هواي اون شبايي رو كرده بود كه تا ساعت ِ 2 مي شستم اينجا و هي
همه ي آهنگ هاي با خاطره رو دوره مي كردم
دلم شمع هاي عطري ِ روي ميزم رو ميخواست با
اشك هايي كه تو نميتوني ببيني اش
.......
با همه ي اين ها
الان دلم
ف
ق
ط
تو را
مي خواهد
با
همان نگاه ِ سنگين ات.
همين.
----
Posted by: Abysmal @
چهارشنبه، آذر ۲۲
*
مثل ِ رگه هاي نوري ضعيف در آسمان
بعد از ده دوازده ساعتي كه سياهي خفه اش كرده بود.
*
در اينجا
به مناسبت ِ اين رگه هاي ضعيف ِ نور
اين صداي رعدآسا را دو دستي تقديمتان ميكنم!
سرچش با خودتون البت.
K'maro ( Femme Like You)
يا
K'maro ( histoires De Luv)
---
Posted by: Abysmal @
چهارشنبه، آذر ۸
*
ترسيده شده ام
از يك چيزهايي كه نه مي توانم انكارشان كنم نه اينكه بگويم آن من نبودم كه اين كارها را كرده.
تنها راهي كه بهش مي رسم هميشه همين است كه همه را با اين دستهايي كه تو هميشه
با تعجب مي گويي "چقدر سرد" بقل مي زنم و مي گذارم پشت ِ درهاي فكرهايم.
تمرين ِ خوشبختي مي كنم
تمرين ِ خالي كردن ِ ذهنم از همه ي خاطرات ِ شيرين و خيلي تلخ
تمرين دوست داشتن
نبايد انقدرها هم كه سخت باشد نه ؟
از اين دور
خيلي چيزها برايم هميشه عذاب آور و غيرقابل ِ تحمل مي شود
انقدر كه قيد همه چيز را مي خواهم به يكباره بزنم
اما وقتي مي نشينم رو به رويه اش همه چيز را فراموش مي كنم، اصلا فراموش ام مي شود
فراموش مي كنم كه دارم تمرين ِ دوست داشتن اش را مي كنم
تمرين ِ خالي كردن ذهن
مي خواهم به هر قيمتي شده بروم جلو
---
Posted by: Abysmal @
سهشنبه، آبان ۲
*
مي خواي چيو ثابت كني؟
مي خواي حال ِ خودتو بگيري؟
كه به كي بگي
برنده اي؟
*
من چشم ِ رودخانه هاي عظيمم
جايي كه همه چيز گرداگرد من در دايره اي مي رقصد
اين دايره، مدام تنگتر و تنگتر مي شود تا بالاخره آسمان و زمين در
گودال ِ
سرخ ِ قلب من
غرق شوند.
*
قلب ِ حك شده ي
تير خورده
و
سوراخ
روي درختي كه هيچكس هرگز نديدش.
*
تا بخواهي آباداني.
اصلا ويراني مي بيني
در من ؟
*
از بي حوصلگي
از شلختگي
از اين گودال ِ عميقي كه كف ِ اتاقم را مي بلعد
كجا فرار كنم خوبه ؟
*
اين حرف ها رو بزار براي موقعي كه
دنيا با اين وسعتش برايم تنگ مي شود
---
Posted by: Abysmal @
یکشنبه، مهر ۳۰
*
يه چيزايي هست كه كلمه ها خرابش مي كنن
نبايد درباره اش حرف زد
درباره ي اين همه زيبايي اش
بايد آرام و بي دغدغه از يكم وقتي كه برايت مانده استفاده كني و خوب نگاهش كني
براي وقت هايي كه ديگر چيزي نداري تا از خود بي خودت كند
براي ثانيه هايي كه با تو سر جنگ بر مي دارند چون آن ها را ناديده گرفته اي
براي برهوتي كه به دروغ سراب نشانت مي دهد
براي شبي كه همبسترت تو را فراموش كرده
براي نگاهي كه تو را ياد ِ نگاه ِ ديگري مي اندازد
مثل اينكه هواي دلت كمي بگيرد و تو تصويري از پنجره اي را به خاطر آوري كه
درياي سبز آبي اش با ابرهاي تيكه پاره ي كدر ِ بالاي سرش
راز و نياز مي كند.
---
Posted by: Abysmal @
جمعه، مهر ۲۸
*
براي من و تويي كه زندگي امان از نفس افتادن يا نيفتادنش فرقي با هم نمي كند
دقايق دلچسب تر و تردترند
تا براي آنكه زندگي اش را دو دستي چسبيده و با بي حوصلگي
چربي هاي دورش را
ليس مي زند.
*
He is
the
Devil incarnate
*
من
هرگز
به دخترم اجازه نميدم كه به
دنياي وبلاگ ها
وارد بشه
هيچ
وقت
به هر دنياي ديگه اي كه بخواد ميتونه وارد بشه الا اين دنيا.

Emma Bunton_Free Me
How long can i
Continue to suffer in silence
My achin' heart
Can't bear to wait in such suspense
So maybe its time
To tell you just how i am feeling
Coz for undesire i have too long been concealin
Free Me
Freeeeee Meee
*
اينجا آرشيوش نفرين شدس كه هيچ
پست هاي قديميش هم هي مثل ِ كاسپر ميرن و ميان !
*
فكر كن
بقل ِ تختش يه اكواريوم زده پر از ماهي هاي رنگ و وارنگ و اون نور ِ آبي
توي تختش كه دراز ميكشي انگار كف ِ دريا خوابيدي
اينو وقتي رفته بود بيرون تجربه كردم
ميگه شب ها هميشه با ماهياش مي خوابيده
پدرسگ
پدرسگ
شب كه ميشه فيلم هاشو مياره يكي يكي با دقت روي جلدشو مي خونه بعد يكي رو
انتخاب مي كنه و لم ميده روي راحتي...
من هنوز در حالت ِ بي اعتنايي به سر مي برم
ولي فكر نمي كنم بتونم جلوي خودمو نگه دارم و به خاطر ِ اون آكواريوم ِ لعنتي بقل ِ تختش هم
كه شده باهاش نخوابم !
---
Posted by: Abysmal @
چهارشنبه، مهر ۲۶
*
تو فقط بيا بين ِ 10 تا 18 اكتبر من رو يه مرور بكن تا بقيه قضايا برات باور كردني تر بشه.
ضمناً اين پسره همخونه انقدر در همه ي امور با من تفاهم داره كه مي خوام
سرمو بكوبونم تو ديوار !
*
ميدوني
خودش كلي هيجان داره كه نميدوني چي داره سرت مياد يا نمياد حتي.
*
تاريخ بالاي سرش ام سرخابي كردم !
---
Posted by: Abysmal @